سلام
این داستان را به وبلاگ همسرم ارسال کرده بودند و همسرم از من خواست انرا بازنشر کنم
من این داستان را در چارچوب مقرارات وبلاگفا ویرایش کردم
داستان عاشقانه و خاطرات تون را به وبلاگ همسرم ارسال کنید
وبلاگ همسر ناز سحر ( چرند و پرند )
http://nazsahar.blogfa.com/
----------------------------------------
قسمت پنحم : شب زفاف
این داستانی که میخونید داستان خودم کردم که لعنت بر خودم باد.
من سعید ۳۲ ساله با قد و هیکلی معمولی و البته اندامی کوچیک و باریک و سیاه هستم، در قسمت های قبل داستان انتخاب لباس عروس و عکس گرفتن اتلیه و رفتن به خونه تاریخی و عکس گرفتن قبل از مراسم عروسی مونرو دیدن جهیزیه را براتون تعریف کردم امروز میخوام شب زفاف و بی غیرتی خودم براتون تعریف کنم.
مینا و حمید هم اومدن برای فیلم برداری، تو خونه دختر عموم که معرف مینا و حمید بود در گوشم گفت اگر مینا پیشنهاد داد تا بمونن و سکس شب عروسیتون را فیلمبرداری کنند قبول کن، بهش گفتم زشته گفت خیلی باحاله ما قبول کردیم و راضی بودیم، مطمئن باش لذت میبرید مینا و حمید پایهن.
آخر شب که همه مهمونا رفتن ما و فیلمبردار تنها شدیم طبق حرف دختر عموم مینا پیشنهاد فیلمبرداری سکس شب عروسیمون داد عاطفه از طرفی هنگ بود از طرفی دوست داشت نهایتا قبول کردیم به شرطی که رم این قسمت را بعد از اتمام کار تحویلمون بدن و چون مینا و حمید سکس مارو میدیدن شرط کردیم بعد از ما اونا سکس کنن تا ما ببینیم و اونا هم قبول کردن.
بعد از آماده کردن دوربین ها و نور حمید گفت شروع کنید برید بیرون اتاق خواب دست همو بگیرید بیایید داخل و اول یه لب حسابی از هم بگیرید بعد بمن گفت عاطفه رو لخت کن حین لخت کردن گردن و گوشش رو بخور سینه هاشو بخور و همین جور کامل لختش کن منم انجام دادم تا هر دومون کامل لخت شدیم، یه صحنه بود من پشت عاطفه وایساده بودم و ناز و سینه هاشو میمالوندم و حمید از جلو فیلمبرداری میکرد در گوش عاطفه گفتم حال میده اونم گفت اینکه جلوی حمید منو لخت کردی و داری میمالونی خیلی حال میده،
مینا از اتاق رفت بیرون و بعد از چند دقیقه لخت مادرزاد برگشت حمید خیلی عادی برخورد کرد ولی من محو تماشای اندام زیبای مینا بودم، مینا اومد نشست یه گوشه و مشغول مالوندنازش شد.
بعد از بوسیدن و خوردن همدیگه عاطفه رو به پشت خوابوندم رو تخت پاهاشو دادم بالا تا برای اولین بار کسش بذارم و پرده بکارتش پاره کنم، اندام کوچیک و باریک تف زدم گذاشتم در نازش هل دادم راحت رفت تو تا ته کردم درآوردم دیدم از خون خبری نیست دوباره کردم سه باره کردم ضربه زدم ولی از خون خبری نبود، مینا با لحن شیطنت آمیزی به عاطفه گفت بله
عاطفه گفت نه بخدا من تو مجردیم با هیچ پسری رابطه نداشتم شاید اصلا پرده ندارم یا حلقوی هست نمیدونم
مینا گفت برو خودتی که عاطفه زد زیر گریه مینا گفت ناراحت نشو بابا حالا اگر قبل از سعید یکی دیگه کست گذاشته اشکالی نداره مال خودت بوده دوست داشتی بدی بعدش گفت یه چیز دیگه هم هست اگر پردت ارتجاعی باشه یا حلقوی با این دودول کوچیک سعید پاره نمیشه یه عضوی میخواد مثل اژدر حمید و خندید
عاطفه داشت گریه میکرد با دست چونهشو آوردم بالا تو چشمای قشنگش نگاه کردم ازش پرسیدم تو تا حالا با پسری سکس داشتی ؟
گفت نه بخدا گفتم باشه پس دیگه گریه نکن
مینا گفت یه پیشنهاد میدم نه نگید تا خیال جفتتون راحت بشه پیشنهاد داد حمید یه بار ناز عاطفه بذار تا اگر پرده حلقوی باشه یا ارتجاعی پاره بشه
منو عاطفه همو نگاه میکردیم بدون اینکه جوابی بدیم که مینا به حمید گفت بکش پایین حمید کمربندش باز کرد شلوار و شورتش باهم کشید پایین سالار گنده اش که کامل شَق بود افتاد بیرون
وای عجب بزرگ بود،
گندمی رنگ با سایزی دوبرابر من
کلفت و بزرگ و خوردنی
اومد جلوی صورت عاطفه وایساد گفت نوش جونت عاطفه یه نگاه بمن کرد الار حمید گرفت تو دست و شروع کرد حرفه ای میخورد
.......
واسه چند لحظه عاطفه چشاش گرد شد یه آی بلندی کشید سرش تو تشت تخت از درد فرو برد حمید سالارش کشید بیرون دیدیم بله خونی شده دوباره کرد تو چند باری تلمبه زد تا خوب پرده بکارت پاره شد.
به عاطفه گفت خانومیت مبارک باشه عزیزم.
من از اینکه عاطفه پرده داشت خوشحال بودم اما پاره کردنش توسط حمید باعث سرافکندگی من بود.
مینا گفت دیدی پاره کردن پرده سالار میخواد نه دودول
داشت اندام منو مسخره میکرد
بعد از سرحال اومدن عاطفه ما دوباره شروع کردیم به ادامه سکس و حمید و مینا در حالی که لخت بودن فیلم برداری میکردن. حین سکس عاطفه در گوشم گفت باید سالارت بزرگ کنی تا نازم پر کنه، سالار حمید ببین خوابیدهاش اندازه راست شده توعه و همش نگاهش به حمید بود
اینجا بود که از خودم حالم بهم خورد اعتماد به نفسم کامل از بین رفت اندامم خوابید و از نازش در اومد.
حالا عاطفه سالار میخواست با مشت به تشت میکوبید میگفت منو بکنید
مینا به حمید گفت دوربین بذار کنار برو عاطفه رو بکن تا شب عروسیش خراب نشه
حمیدم گفت ای به چشم و اومد طرف عاطفه
عاطفه نامرد بلند شد با ولع شروع کرد به خوردن
..........
من مات تماشای سکس زنم با یه غریبه تو شب اول زندگی مشترکمون بودم، دیدن سکس زنم و صدای ناله هاش که داشت حال میکرد باعث شد شهوتی بشم و دوباره راست کنم
منو مینا فقط داشتیم تماشا می کردیم حمید به پوزیشنهای مختلف زنمو کرد نمیدونم شاید ۲۰ دقیقه عاطفه رو کرد تا آبش اومد ولو شد روش.
عضو کوچیک من هنوز سیخ بود به حمید گفتم این نامردیه تو زن منو بکنی من هیچی
حمید بی درنگ گفت خب تو هم مینا رو بکن
منم پریدم سمت مینا و شروع کردم به مالوندنش میخواستم مینا رو از لج عاطفه به ارگاسم برسونم حسابی مالوندمش و خوردمش.
مینا یه کاندوم کشید رو عضوم اما بخاطر قطر کم عضوم کاندوم شل بود مینا قمبل کرد و منم کردم تو نازش چندتا تلمبه زدم که کاندوم جمع شد منم دیدم فایده ای نداره کاندوم انداختم کنار و شروع کردم به کردن شاید کلا سه دقیقه کردم آبم اومد و مینا موند تو خماری و کلی حرفای زشت بارم کرد مثلا بهم گفت خاک تو سرت که نمیتونی ۵ دقیقه ناز بکنی با اون دودول بچه گونت برو بمیر
بعد وسایلشون جمع کردن و رم دوربین درآوردن انداختن رو تخت و رفتن
مینا بدون خداحافظی رفت ولی حمید عاطفه رو لخت بغل کرد بوسیدش و شماره موبایلش بهش داد تا فردا زنگش بزنه و با من خداحافظی کرد و رفت.
این وسط من کلی تحقیر شده بودم و عاطفه از همون اول با حمید اوکی شد برای سکس.
پایان
نوشته: سعید