قصه کوکب خانم

چرا دیگر کسی سرزده به خانه کوکب خانم نمی‌رود؟

کوکب خانم، مادر عباس زن پاکیزه و باسلیقه‌ای است. او سطل شیر را همیشه در جای خنک نگاه می‌دارد. روی سطل پارچه‌ای می‌اندازد تا گرد‌و‌خاک بر آن ننشیند و پاکیزه بماند. کوکب خانم هر روز از شیر چیزی درست می‌کند. گاهی به آن مایه پنیر می‌زند و پنیر درست می‌کند. گاهی مایه ماست می‌زند و ماست می‌بندد و گاهی از ماست کره می‌گیرد. روزی عده‌ای سرزده به خانه آن‌ها آمدند. کوکب خانم با تخم مرغ نیمرو درست کرد. نان و کره و ماست و پنیر هم سر سفره گذاشت. همه از مهمان‌نوازی و سلیقه کوکب خانم تعریف کردند وقتی آن‌ها سیر شدند خدا را شکر کردند که این همه نعمت‌های خوب آفریده است

سلام

دوستان و شیفتگان همسرم جویای حال او هستند

با ارسال پست های عاشقانه ابراز محبت می کنند

حال زنم خوب است

امیدوارم مشگل ابنترنت درست شود

و بتوانم پست های عاشقونه شما را باز نشر کنم

وبلاگ سحر را به دوستانتون معرفی کنید

مطالب و داستان های عشقی تون را به وبلاگ زنم ارسال کنید

چنانچه زنم خوشش امد بمن می دهد و من انرا ویرایش می کنم و باز نشر می کنم

بر خود لازم میدانم از اقا اسماعیل عزیز بخاطر پست های زیبا که هر روز برای ناز سحر ارسال می کند تشکر ویژه کنم

در ادامه نوشته یک عکس از سحر تقدیم شیفتگان زنم می کنم

ادامه نوشته